همش بازی
یسنا جونم سلام.
دیروز رفته بودیم پیش پویا کوچولو و خدا رو شکر یسنا جون حسودی نکرد.
اونجا هم کلی شیرین زبونی کردی و خودت رو عزیز کردی قربونت برم.
راستی زهرا کوچولو ذرجه یرقانش رفته بالا و دو روز گذشته زیر دستگاه بود.ایشالا زود زود خوب شه و همه
از نگرانی در بیان.
دیشب هم خاله ژیلا و دایی امیر و فاطمه و حوریه اومدن خونمون.آخه حوریه میخواست با تو بازی کنه.و
شما دوتا کلی بازی کردین 

آخر شب هم بابا سه تارش رو آورد و داد به دایی امیر و اون هم واسمون کلی خوند و زد.و تو هم مثل
همیشه تا صدای آهنگ شنیدی شروع کردی به نای نای کردن(رقصیدن).البته بابایی هم واسمون یه کم
نی زد.
![]()
خلاصه خیلی خوش گذشت و شما هم بعد رفتن اونا یه کم دیگه بازی کردی و چون
خسته بودی اومدی بغل مامان و مثل یه فرشته لالا کردی 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


همش بازی
